|
طراحی صنعتی
|
آشنایی با واژههای آیندهپژوهی
Alternative futures
آیندههای بدیل: آیندههای گوناگونی که ممکن است برای افراد، گروهها و رویدادها وجود داشته باشد.
Assumption
فرض
(Assumption-based planning (ABF
برنامهریزی فرض بنیاد: نوعی برنامهریزی راهبردی که بر شگفتی سازها استوار است و برای تقویت برنامهی اصلی به شناسایی فرضها و موقعیتهای شکست و اصلاح نقاط آسیبپذیر میپردازد.
Back Casting
پسنگری: حرکت رو به عقب از آیندهای ممکن برای پی بردن به علل وقوع یا نحوهی دست یافتن به آن.
(Critical futures studies (CFS
آیندهپژوهی نقادانه: رویکردی در آیندهپژوهی مبتنی بر گمانهزنی در لایههای زیرین فرهنگی و زبانی و نمادین.
Desirable future
آیندهی دلخواه: وضعیت و حالتی در آینده که کاملاً با نظام ارزشی فرد سازگار است.
(Driver (driving force
پیشران: عوامل تاثیرگذار بر روندها، رویدادها، اقدامات و تصاویر، که ممکن است آیندههای متمایزی پدید آورند.
Forecasting
پیشنگری: برآوردی احتمالی از وقوع پدیدهای در آینده.
Futures
آیندهها: اوضاع و تحولات و رویدادهای ممکن پس از زمان حال برای پدیدهای خاص.
Futures studies
آیندهپژوهی: کوششی نظاممند برای بررسی همهی حوزههای مربوط به آینده.
Futures thinker
آیندهاندیش
Futures thinking
آیندهاندیشی
Futurism
آیندهگرایی: جنبشی فکری که بر اهمیت اندیشیدن عالمانه و بخردانه دربارهی آینده تاکید میورزد.
Futurist
آینده پژوه
Futurology
آینده شناسی: مطالعهی آینده براساس پیشبینی علمی.
Macro futures
کلان آیندهها: آیندههای امور کلان مانند آیندههای کشورها یا مناطق یا کل جهان.
Megatrend
کلان روند: روندی گسترده شامل روندهای فرعی با آثار و پیامدهای فراوان.
Micro futures
خُردآیندهها: آیندههای اموری خُرد و منفرد با جزئیات زیاد، مانند آیندههای سازمانها و افراد.
Outsourcing
برونسپاری
Plausible futures
آیندههای باورپذیر: شماری از آیندههای ممکن که با توجه به دانش امروزی بشر، تحققپذیر است.
Possible futures
آیندههای ممکن: همهی وضعیتها و حالتهایی که ممکن است در آینده محقق شود.
Prediction
پیشبینی: کوششی نظاممند برای شناخت دقیق و قطعی برخی از رویدادهای آینده.
Preferable future
آیندهی مرجح
Probable futures
آیندههای محتمل: آیندههای باورپذیری که امکان تحقق آنها با درجهای از احتمال وجود دارد.
Scanning
دیدهبانی
Scenario
سناریو
Scenario Building
سناریوسازی
Scenario Writing
سناریونویسی
Stakeholder
متولی، ذینفع
Strategic foresight
آیندهنگاری راهبردی
Trend
روند: الگوی تغییر منظم دادهها و پدیدهها در یک بازهی زمانی مشخص.
Trend analysis
تحلیل روند: پایش تغییر متغیرهای برگزیده از گذشته تا امروز.
(Trend impact analysis (TIA
روش تحلیل تاثیر بر روند: روشی در پیشنگری که در آن برای خلق سناریوهای آینده برایند تاثیر رویدادها بر سناریوی پایه، اعمال میشود.
Undesirable future
آیندهی نادلخواه: وضعیت و حالتی در آینده که کاملاً با نظام ارزشی فرد سازگار نباشد.
World Future Society
انجمن آیندهی جهان
World Futures Studies Federation
فدراسیون جهانی آیندهپژوهی
Wild Cards
شگفتی سازها: رویدادهایی که علیرغم ااحتمال ناچیز وقوع، اثر بسیار شدیدی باقی میگذارند.
"آینده، آینده پژوهی، واژههای آیندهپژوهی، پروژه حال و آینده طراحی صنعتی، پروژهی 6 طراحی صنعتی"
کلانروندها (Mega Trends)
روند (Trend) الگوی تغییر منظم دادهها و پدیدهها در یک بازهی زمانی مشخص است و کلانروندها، روندهایی گسترده شامل روندهای فرعی با آثار و پیامدهای فراوان هستند:
شهرنشینی (Urbanization)
جهانی سازی (Globalization)
انتقال قدرت به شرق (Power shift Eastwards)
افزایش سن (پیر شدن) (Ageing)
بومیسازی (Localism)
اضطراب (Anxiety)
شخصیسازی (Personalization)
بدهکاری (Debt)
بیثباتی (Volatility)
فردگرایی (Individualism)
دیجیتالی شدن (Digitalization)
پایدارسازی (Sustainability)
تغییرات زیستمحیطی (Environmental Change)
"آینده، آیندهپژوهی، کلانروندها، پروژهی حال و آینده در طراحی صنعتی، پروژهی 6 طراحی صنعتی"
موضوعات مورد بحث در مقولهی حال و آینده
روندها و پیشبینیهای مبحث حال و آینده را میتوان در قالب موضوعات زیر دستهبندی کرد:
فرهنگ و اجتماع (Society & Culture)
ژئوپولیتیک (جغرافیای سیاسی) (Geopolitics)
انرژی و مواد خام (Energy & Raw Materials)
دانش و فنآوری (Science & Technology)
مراقبتهای بهداشتی و پزشکی (Healthcare & Medicine)
خردهفروشی و اوقات فراغت (Retail & Leisure)
اقتصاد (The Economy)
خدمات مالی (Financial Services)
محیط زیست و آبو هوا (Environment & Climate)
غذا و نوشیدنی (Food & Drink)
حمل و نقل (Transport)
سفر و گردشگری (Travel & Tourism)
خانه و خانواده (Home & Family)
تکنولوژی اطلاعات و مخابرات (IT & Telecomms)
اخبار و رسانهها (News & Media)
کسب و کار و تجارت (Work & Business)
"آینده، آیندهپژوهی، موضوعات حال و آینده، پروژهی حال و آینده در طراحی صنعتی، پروژهی 6 طراحی صنعتی"
روشهای آیندهپژوهی
پرداختن به آینده، روشهای متعددی دارد. برخی از روشهای مورد استفاده در آیندهپژوهی عبارتند از:
طوفان فکری
روش دلفی
دیدهبانی آینده
شبیهسازی و بازی
تجزیه و تحلیل روند
تجزیه و تحلیل پیشرانها
چشماندازسازی
نقشهی راه
مدلسازی
سناریوپردازی
پسنگری
ترکیب روشهای گوناگون آیندهپژوهی
طوفان فکری (Brain Storming)
طوفان فکری، روشی برای برانگیختن خلاقیت در یک گروه است که برای تولید تعداد زیادی ایده در مورد یک مسأله، به کار میرود. در تکنیک طوفان فکری، ایدههای جدید توسط یک گروه کوچک که در مورد یک موضوع خلاقانه فکر میکنند، تولید میشود. اعضای این گروه، یکدیگر را به پرورش ایده تشویق کرده و از انتقاد خودداری میکنند. طوفان فکری در شناسایی امکانات، فرصتها و خطرات مفید است.
چهار قاعدهی اساسی باید در طوفان فکری رعایت شود. رعایت این قواعد، منجر به همافزایی گروه شده و نهایتاً باعث بروز خلاقیت میگردد. براین اساس، محدودیتی برای مطرح کردن ایدهها وجود نخواهد داشت و طی یک فرآیند طبیعی و بدون دخالت بیرونی، جمع، مستمراً به ایدههای بهتر دست خواهند یافت. این قواعد عبارتند از:
1. تمرکز بر کمیت: هرچه تعداد ایدههایی که تولید میشوند، بیشتر باشد، احتمال دست یافتن به یک راهحل اساسی و اثربخش، بیشتر است.
2. اجتناب از انتقاد: اگر در مواجههی اولیه با یک ایده، به جای انتقاد از آن، به توسعه و بهبود آن فکر شود، یک جو مناسب برای تولید ایدههای غیرمعمول و بازشدن فکر افراد فراهم میشود و استفاده از این متد، سبب ایجاد دامنهی گستردهای از راهحلهای باورنکردنی میشود.
3. استقبال از ایدههای غیرمعمول: ممکن است ایدههای غیرمعمول، رویکردهای جدیدی را نسبت به مسأله فراهم کنند و منجر به راهحلهای بهتری نسبت به ایدههای معمول شوند.
4. ترکیب و بهبود ایدهها: میتوان با ترکیب دو ایدهی خوب، به ایدهای بهتر رسید که از هر دو ایدهی قبلی کاملتر باشد.
نحوهی انجام این تکنیک به ترتیب زیر است:
* تشکیل گروهی متشکل از 6 تا 12 نفر به همراه یک سرپرست یا هماهنگکننده و یک منشی
* ثبت موضوع مورد نظر بر روی تخته و توضیح در مورد آن برای افراد توسط سرپرست یا هماهنگکننده (بهتر است این موضوع چند روز زودتر به اطلاع افراد برسد)
* یادآوری قواعد و اصول اجرای کار برای شرکتکنندگان توسط هماهنگکننده
* ارائهی ایدهها و نظرات بصورت گردشی؛ در هر نوبت فقط یک ایده باید بیان گردد و در صورت عدم وجود ایده، با گفتن واژهی بعدی، نوبت به دیگری واگذار میشود.
* ثبت کلیهی ایدهها توسط منشی جلسه
* اتمام مرحلهی ثبت عقاید در صورت گفتن کلمهی بعدی توسط تمام افراد
* دسته بندی و جمعبندی نتایج
روش دلفی (Delphi)
بکارگیری روش دلفی عمدتاً با هدف کشف ایدههای خلاقانه و قابل اطمینان و یا تهیهی اطلاعاتی مناسب به منظور تصمیمگیری است. روش دلفی، فرایندی ساختاریافته برای جمعآوری و طبقهبندی دانش موجود در نزد گروهی از کارشناسان و خبرگان است که از طریق توزیع پرسشنامههایی در بین این افراد و بازخورد کنترل شدهی پاسخها و نظرات دریافتی صورت میگیرد.
روش دلفی بر اساس رویکرد تحقیق دیالکتیکی یعنی: تز (ایجاد عقیده یا نظر)، آنتی تز (نظر و عقیدهی مخالف) و نهایتاً سنتز (توافق و اجماع جدید) شکل گرفته است که سنتز، خود تبدیل به تز جدیدی میشود.
اساس و پایهی روش یا تکنیک دلفی بر این است که نظر متخصصان هر حوزهی علمی در مورد پیشبینی آینده، رساترین نظر است. بنابراین، اعتبار روش دلفی نه به تعداد شرکت کنندگان در تحقیق، که به اعتبار علمی متخصصان شرکتکننده در پژوهش، بستگی دارد. شرکتکنندگان در تحقیق دلفی از ۵ تا ۲۰ نفر را شامل میشوند. حداقل تعداد شرکتکنندگان بستگی به چگونگی طراحی روش تحقیق دارد. در این روش، هیاتهایی از متخصصان تشکیل میشوند که تعامل بین اعضاء، توسط رییس یا ناظر هیات انجام میشود. ارتباطات داخلی شرکتکنندگان بصورت ناشناس بوده و نظرات، پیشبینیها و تمایلات به ارایهدهندگان آنها منتسب نمیشود. انتشار این اطلاعات بدون اعلام هویت ارائهدهندگان صورت میگیرد.
عناصر اصلی در روشهای اولیهی دلفی عبارتند از:
* ساختارسازی جریان اطلاعات
* ارائهی بازخورد به شرکتکنندگان
* عدم افشای هویت شرکتکنندگان
علیرغم تفاوتهای قابل توجهی که در کاربرد تکنیک دلفی وجود دارد، معمولاً تحقیق دلفی با یک پرسشنامه که توسط یک تیم کوچک، طراحی شده و برای گروه بزرگتری از متخصصان فرستاده میشود، آغاز میگردد. پرسشنامهها به طریقی تنظیم میشوند که این امکان به وجود آید تا مخاطبین ضمن استنباط کردن و فهمیدن مسالهی مطرح شده، واکنشهای فردی خود را بروز دهند. وقتی پرسشنامهها برگشت، طیف پاسخها و دلایلی که متخصصان برای پاسخهایشان بیان کردهاند، مورد بررسی قرار گرفته و خلاصهنویسی میشوند. در این مرحله، مواردی که مرتبط با اهداف زمینهی تحقیق نباشد، حذف و از این طریق از مسایل منفی رایج در تعاملات داخل گروهی (مرتبط با حوزه روانشناسی اجتماعی) اجتناب میشود. پس از آن، گزارش خلاصه برای متخصصان فرستاده میشود. متخصصان اجازه دارند که پاسخهایشان را بر اساس نتایج تغییر دهند و این نتایج دور دوم، مجدداً مورد ارزیابی محققان قرار میگیرد.
بدین طریق در طول زمان و با پیشرفت کار، دیدگاههای مخاطبین با موضوع مطروحه تطابق خواهد یافت. این فرایند ادامه مییابد تا اینکه اجماعی در مورد نظرات حاصل شود یا مشخص شود که متخصصان به توافق نرسیده اند.
تجزیه و تحلیل روند (Trend Analysis)
هدف از این تکنیک، بررسی یک روند و شناسایی ماهیت، علل، سرعت توسعه و اثرات بالقوهی آن روند میباشد. روندها، الگوهای تغییر در پدیدهها و الگوها هستند که در طول زمان به وقوع میپیوندند. این روش در حقیقت پیشبینی آینده از روی قرائن و شواهد تاریخی است که تغییرات یک داده در گذشته نشان میدهد. تجزیه و تحلیل روندها بویژه برای سنجش کارایی سیاستگذاریها و نمایان ساختن مشکلاتِ در حال ایجاد، مفید است.
نقطه ضعف عمدهی این روش، سادهانگاری نهفته در آن است. در عمل، پیشبینی آینده به سادگی و با تعقیب روند گذشتهی یک داده، بندرت امکانپذیر است. این روش بیشتر برای مراقبت از دادههایی با تغییرات کند مانند اطلاعات و آمار نفوس مناسب است.
بهتر است این روش در مورد بررسی آیندهی موضوعاتی که نسبت به متغیرهای بیرونی، تغییرات فوری و سریع نشان میدهند (نظیر قیمت نفت) صرفاً به عنوان یک بررسی مقدماتی بکار گرفته شود و از روشهای دیگر آیندهپژوهی به عنوان روش اصلی استفاده شود. یک دورهی بحرانی (که طی آن تعداد گزینههای واکنش محدودتر خواهد بود) می تواند یک مرحله از روندهای تغییر باشد. با توجه به این موضوع، شناسایی هرچه زودتر یک روند، میزان انعطافپذیری سازمان در تعامل با مراحل مختلف روند تغییر را افزایش میدهد.
تجزیه و تحلیل دقیق یک روند در اغلب مواقع، مورد نیاز است زیرا یک روند میتواند اثرات گوناگونی بر جنبههای مختلف زندگی بشر داشته باشد و شاید بسیاری از این اثرات، در ابتدا چندان واضح و آشکار نباشند. به عنوان مثال، افزایش طول عمر باعث افزایش تعداد افرادی میشود که باید منابع مختلفی برایشان فراهم شود و همچنین باعث افزایش تعداد کسانی میشود که میتوانند به اقتصاد و جامعه از طریق پرداخت یا عدم پرداخت حقوق کمک کنند.
تجزیه و تحلیل پیشرانها (Drivers Analysis)
برای شناسایی پیشرانهایی[1] که روندهای آتی را شکل میدهند، از این روش استفاده میشود. با این شیوه، میتوان تعامل بین پیشرانها را مورد بررسی دقیق قرار داد و بدین طریق، پیشرانهای اصلی که شکلدهندهی آینده هستند را تشخیص داد. از این روش میتوان به عنوان مبنایی برای تدوین سناریوها، نقشهی راه یا چشمانداز استفاده کرد. همچنین برای سنجش کارایی سیاستهای اتخاذ شده و نیز برای پیشآگاهی از مشکلات در حال ایجاد نیز روش خوبی است. از چالشهای پیش روی استفاده از این روش، کمی کردن ارتباط بین پیشرانهای مختلف است.
دیدهبانی آینده (Horizon Scanning)
دیدهبانی در معنای عام عبارت است از زیر نظر داشتن یک حیطهی خاص با هدف شناسایی چالشها و فرصتهای آتی موجود در آن حیطه. دیده بانی علاوه بر آینده، برای موضوعاتی که در مجاورت زمانی با نمونههای فعلی میباشند، نیز انجام میشود. دیدهبانی خصوصاً به منظور تعیین اولیهی حوزههای کلیدی جهت انجام تجزیه و تحلیل عمیق بعدی و تهیهی سناریو یا نقشهی راه برای آنها، رویکرد بسیار مفیدی است.
دیدهبانی، پایش مستمر تغییرات جهانی در زمینههای مختلف، بر پایهی بررسی نظاممند محتوای مطالب روزنامهها، مجلات، پایگاههای اینترنتی و دیگر رسانهها، به منظور کشف سیگنالهای تغییر است. دیدهبانان به جای پایش رویدادها بر پایش روندها یعنی تغییرات مستمر در طول زمان تمرکز میکنند (دیدهبانی فرهنگی اجتماعی، دیدهبانی فناوری و ...)
شبیهسازی و بازی (Simulation & Gaming)
در این تکنیک، شرایطی مشابه جهان واقعی، توسط افراد و نقشهایی که بر عهده میگیرند، شبیهسازی میشود. در این روش مانند بازیهای کامپیوتری، از متولیان موضوع خواسته میشود که خود را به عنوان بازیگران یک سناریو فرض کنند و در مورد واکنشهای خود تصمیم بگیرند. بدین ترتیب این رویکرد، روش خوبی برای سیاستگذاران است تا نحوهی تأثیر سیاستهای فعلی خود را بر آینده و میزان کارایی این سیاستها را در درازمدت، شبیهسازی کنند.
شبیهسازی میتواند حتی در یک مدل کامپیوتری شکل گیرد. با کار کردن با این مدل کامپیوتری، امکان مشاهدهی تأثیرات تصمیمات بر مجموعهای پیچیده فراهم میشود. این شیوه، روش خوبی برای تفهیم طیف وسیعی از مخاطبان درباره ماهیت پیچیدهی تصمیمات و سیاستها و ایجاد تصویر گستردهای از تأثیر اجرای این سیاستهاست.
به عنوان مثل در بازیهای جنگ، ممکن است که سربازان واقعی تبدیل به بازیگران یک جنگ ساختگی شوند و این امر به آنها کمک میکند تا یک مبارزهی واقعی را درک کنند و به ژنرالها نیز کمک میکند تا استراتژیها و تدابیر مختلف جنگی را که ممکن است در آینده استفاده کنند، مورد آزمایش قرار دهند.
چشماندازسازی (Visioning)
در این تکنیک، چشماندازهای یک آیندهی مطلوب برای یک فرد یا یک سازمان، به صورتی سیستماتیک خلق میشود. چشماندازسازی، تجسم و ایجاد تصویری غنی و البته نه چندان دقیق از آینده است. معمولاً این شیوه با مرور وقایع گذشته و بررسی وضعیت کنونی، آغاز میشود و به سمت تجسم آیندهی مطلوب، پیش میرود و با شناسایی راههای خاص برای حرکت به سوی آیندهی مطلوب پایان میپذیرد. شیوهی تجسم کردن چشمانداز، اغلب برای آمادهسازی روشهای برنامهریزی و تعیین اهداف رسمی به کار میرود.
چشمانداز بر خلاف سناریو که رد پا از اکنون به آینده در آن مشهود است، بیشتر شبیه پرش به آینده است و لزوماً نمیتوان نحوهی تدوین چشمانداز را دید. به همین دلیل اخذ تایید ذینفعان برای شروع کاری صرفاً بر اساس چشمانداز، کاری مشکل است. برای مثمر ثمر بودن، چشم انداز باید مقرون به واقعیات و به دور از خیالپردازی باشد.
نقشهی راه (Road Map)
نقشهی راه، گامهایی را که باید برای نیل به یک هدف برداشت، تعیین میکند. طیف وسیعی از انواع نقشهی راه وجود دارد. به عنوان مثال یک نقشهی راه مربوط به تکنولوژی، معمولاً شامل ارزیابی موارد زیر است:
* پیشرانهای اجتماعی
* پیشرانهای علوم
* تکنولوژیها و کاربردهای آنها
نقشهی راه به گمانهزنی در کشف محصولات مختلف ممکن در آینده کمک میکند و در عین حال، بخشهای کلیدی علوم مختلف را که برای ایجاد این محصولات لازم است نیز مشخص میکند. این روش به ویژه برای تعیین فهرست اقدامهای لازم که باید برای ظهور یک فناوری جدید انجام شود، بسیار مفید است.
مدلسازی (Modeling)
در این تکنیک، از یک مدل به جای موردی که آزمایش کردن آن مشکل یا غیرممکن است، استفاده میشود. علاوه بر به کارگیری مدلهای واقعی مانند هواپیما یا خانههای کوچک، مجموعهای از معادلات ریاضی نیز برای بیان یک سیستم پیچیده به کار میرود. در ادامه میتوان این مدل را وارد کامپیوتر نمود و در شبیهسازی عملکرد سیستم در شرایط گوناگون از آن استفاده کرد. به عنوان مثال، مدلی از اقتصاد ایالات متحده، میتواند اثرات احتمالی افزایش 10 درصدی مالیات را نشان دهد.
کاربرد این روش در بررسی آیندهی یک سیستم و نیز جایی است که درکی از عوامل موثر بر تغییرات سیستم در طول زمان، وجود دارد. این روش، ابزار ارزشمندی جهت بررسی یک موضوع پیچیده است و در آن، بررسیها بیشتر بر پایهی ادراک افراد صورت میگیرد تا شواهد. در نتیجهی استفاده از این روش، معیارهایی به دست میآید. این معیارها کمک میکنند تا تأثیر نسبی گزینههای مختلف ارزیابی شود، ولی در اتکا به معیارهای بدست آمده از مدلها، باید محتاط بود و محدودیتهای آنها را در نظر داشت. نکتهی مهم در این روش این است که برای ساختن و تنظیم کردن مدلها، لازم است دادههای خوبی در اختیار باشد.
سناریوپردازی (Scenarios)
توسعهی آیندهی یک روند، یک راهبرد و یا یک رویداد غیرقابل پیشبینی، میتواند در قالب یک داستان یا طرح کلی، شرح داده شود. سناریوها تصاویری از آیندههای محتملند که این تصاویر به نوعی به هم وابسته هستند. سناریوها، از اطلاعات مربوط به احتمالات و روندهای متنوع، تصاویری باورپذیر و سازگار از آینده ایجاد میکنند.
هدف از بکارگیری سناریوها، ایجاد فضایی از ممکنهاست که در آن کارایی سیاستهای اتخاذ شده در برابر چالشهای موجود آینده در بوتهی آزمایش قرار میگیرند. سناریوها همچنین کمک میکنند که هم چالشها و هم فرصتهای بالقوه ولی غیرمنتظره، شناسایی شوند و با کشف سیستماتیک چالشها و فرصتهای پیش رو، در خدمت تدوین استراتژیها قرار میگیرند.
سناریوها تنها حدسیات درمورد آینده نیستند. سناریوپردازی کمک میکند تا بیاندیشیم چگونه در شرایط محیطی متفاوت آینده، پیروزمندانه به هدایت امور بپردازیم. تدوین مجموعهای از چندین سناریوی متمایز و مقید کردن عدم قطعیت لایتناهی به یک حدومرز، برنامهریزی سیستماتیک برای انجام اقدامات لازم در یک سازمان را ممکن میکند. معمولاً ۳ یا ۴ سناریو برای هر آیندهپژوهی تهیه میشود تا تصمیمگیرندگان، در برنامهریزیهای خود از رویدادهای آینده که در سناریوهای مورداستفاده ممکن است از درجه اعتبار ساقط شوند، آگاه گردند.
برنامهریزی بر پایهی سناریوپردازی (مراحل سناریوسازی[2] ) را میتوان به صورت موارد زیر در نظر گرفت:
* آشکار شدن تصمیم
* جمعآوری اطلاعات
* شناسایی نیروهای پیشران کلیدی
* آشکار کردن عناصر نسبتاً معین
* شناسایی عدم قطعیتهای بحرانی
* تدوین سناریو
* تحلیل تصمیم
* انتخاب شاخصهای راهنما
پسنگری (Back Casting)
پسنگری با تصور آیندهی مطلوب شروع میشود و سپس با تعیین قدمهای لازم برای افزایش شانس رسیدن به آن آینده، ادامه مییابد. این رویکرد تنها زمانی عملی است که اهداف آینده به روشنی و به دور از هر گونه ابهام، تعیین شده باشند. در غیر اینصورت و در جایی که تعدادی اهداف بالقوهی متناقض وجود داشته باشند، به کارگیری متدولوژی سناریو، ارجحیت دارد.
تحلیل تاریخی (Historical Analysis)
در این شیوه، از رویدادهای تاریخی برای پیشبینی پیامدهای تحولات جاری استفاده میشود. در اغلب موارد میتوان وضعیت فعلی را با یک یا چند موقعیت مشابه تاریخی مقایسه کرد. حملهی آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی از سوی برخی از مفسران با جنگ ویتنام مقایسه شده بود، به این معنی که جنگ عراق هم ناموفق و فاجعهبار بوده است.
ترکیب روشهای گوناگون آیندهپژوهی
معمولاً بهترین روش، بهرهگیری از گسترهی متنوعی از رویکردهای آیندهپژوهی در یک پروژه است.
اولین گام در آیندهپژوهی، کشف روندهایی است که هم اکنون در جریان هستند.
"آینده، روشهای آیندهپژوهی در طراحی صنعتی، پروژه حال و آینده طراحی صنعتی، پروژهی 6 طراحی صنعتی"
[1] Drivers: عوامل تاثیرگذار بر روندها، رویدادها، اقدامات و تصاویر، که ممکن است آیندههای متمایزی پدید آورند
[2] Scenario Building
آیندهپژوهی (Future Studies)
بسياری از افراد حتی تصور نمیکنند که آيندهپژوهی، تکنيکها و شگردهای علمی، شهودی و آرمانپردازانهی فراوانی برای شناسايی و خلق آينده در اختيار دارد و به غلط آن را با آيندهانديشی برابر میدانند و برخی ديگر نيز ميان آيندهشناسی و آيندهپژوهی تفاوتی قايل نمیشوند.
آیندهپژوهی دربرگیرندهی مجموعه تلاشهایی است که با استفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم آیندههای بالقوه و برنامهریزی برای آنها میپردازد. آیندهپژوهی نشان میدهد که چگونه از دل تغییراتِ (یا عدم تغییرات) امروز، واقعیت فردا تولد مییابد.
آیندهپژوهی با بهرهگیری از طیف وسیعی از متدولوژیها و به جای تصور فقط یک آینده، به گمانهزنیهای سیستماتیک و خردورزانه، در مورد نه فقط یک آینده، بلکه چندین آیندهی متصور میپردازد. موضوعات آیندهپژوهی دربرگیرندهی گونههای ممکن، محتمل و مطلوب (مرجح)، برای دگرگونی از حال به آینده میباشند.
ضرورت آیندهپژوهی
امروزه تغییرات با سرعت بیشتری رخ میدهند. تغییرات فناوری و به دنبال آن، تغییر در دیگر جنبههای زندگی، افزایش روزافزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکززدایی جوامع و نهادهای موجود که به دلیل گسترش فناوری اطلاعات، شتاب بیشتری یافته است، تمایل روزافزون به جهانی شدن، به همراه حفظ ویژگیهای ملی، قومی و فرهنگی و بسیاری عوامل دیگر، لزوم درک بهتر از تغییرات و آینده را برای دولتها، کسب وکارها، سازمانها و مردم ایجاب میکند.
به شکل کلی، آینده با عدم قطعیت همراه است. با این همه، آثار و رگههایی از اطلاعات و واقعیات که ریشه در گذشته و حال دارند، میتوانند ما را به سوی آینده راهنمایی کنند. تصمیمگیری تنها بر پایهی تجارب گذشته و چندین آیندهی محتمل، غفلت از رصد تغییرات آینده را به همراه خواهد داشت و به تلخکامی میانجامد. عدم قطعیت نهفته در آینده برای برخی افراد، توجیهکنندهی عدم دوراندیشی آنان است و برای عدهای دیگر، منبعی گرانبها از فرصتها.
تاریخچهی آیندهپژوهی
فکر کردن به آینده و خلق چشماندازها و تصوراتی از آینده، موضوع جدیدی نیست و بخشی از طبیعت انسان به شمار میرود. زمانی که انسان درک کرد که دیروز و فردا وجود دارد، دو دستهبندی کانتی، یعنی زمان و مکان را کشف کرد و این دو به ابزاری تبدیل شدند که بشر توانست به کمک آنها، تصورات خود را از آینده (زمان دیگر و جایی دیگر) شکل دهد.
برای نشان دادن یک دورهی زمانی خاص و نمونههای تاریخی، ماسینی[1] به همهی آثار هنری یونان و تصاویر مذهبی و کیهانی از آینده در ایران باستان، به عنوان تصاویری از آینده که توسط تمدنهای کهن به وجود آمدهاند، اشاره کرده است. به نظر ماسینی، خاستگاه و منشا آیندهاندیشی را میتوان در طی قرنها و در زمان افرادی چون: افلاطون، هراکلیتوس، آگوستین، توماس مور، فرانسیس بیکن و بسیاری دیگر، جستجو کرد. در این راستا، زمانی که آیندهپژوهی را از این دیدگاه ببینیم که خلق چشمانداز آینده برای بشر، اجتنابناپذیر بوده است، ریشههای آیندهپژوهی امروزی، سالها قبل توسط بسیاری از متفکران و فیلسوفان شکل گرفته و ایجاد شده است.
آیندهاندیشی و خلق تصاویر آینده را میتوان بخشی از زندگی انسان دانست، اما تاریخچهی آیندهپژوهی به عنوان یک تحقیق و پژوهش، به زمان بین جنگ جهانی اول و دوم و برنامهریزیهای جنگی برمیگردد. برنامههای ملی در طول جنگ جهانی اول، بحران اقتصادی در ایالات متحدهی آمریکا، طرحریزیهای اجتماعی و جنگگرا در روزهای اولیهی کمونیسم در روسیه، فاشیسم در ایتالیا و آلمان نازی، نمونههایی از آیندهپژوهیهای اولیه هستند.
اهمیت آیندهپژوهی
سرعت تغییرات آنچنان سرسامآور است که دیگر نمیتوان با روشهای سنتی با آنها کنار آمد. اگر با تغییرات همگام نشویم، زیر چرخ عظیم تغییر خرد خواهیم شد. اما آیا امکان اطلاع یافتن از آینده برای ما وجود دارد؟ قطعاً در مورد آینده، هیچ چیز یقینی وجود ندارد و این از اصول اولیهی آیندهشناسی است. اما اصل دیگری هم وجود دارد که انسان میتواند در سرنوشت آینده، تأثیرگذار باشد. در این میان، دانشی زاده میشود که سعی میکند با پیشبینی عوامل موثر در تغییرات آینده به صورتی دوگانه، هم مهار تغییرات را در دست گیرد و هم جامعه را برای این تغییرات آماده کند. آیندهپژوهی فراتر از پیشبینی است و ادعای پیشگویی هم ندارد. آیندهپژوهی، هنر شکل دادن به آینده است، به آن شکل که آینده را میخواهیم. کسانی که این دانش را در دست دارند، هماکنون هم به آیندهی دلخواه و مطلوب جهان خود، شکل میدهند. میتوان کشورها و جوامعی را دید که نتوانستند خود را با تحولات سازگار کنند و از این جهت از هم فروپاشیدند. آنها ذات تغییر را درست نشناختند. آیندهشناسی از این منظر، دانش شناخت تغییرات است. شناخت آینده از حیاتیترین علوم مورد نیاز هر انسانی است.
فایدهی آیندهپژوهی
تفکر دربارهی آینده، برای کارها و فعالیتهای کنونی انسان، امری ضروریست. واکنش بدون تفکر به آینده امکانپذیر است، اما کنش امکانپذیر نیست، چرا که عمل، نیاز به پیشبینی دارد. بدین ترتیب، تصویرهای آینده (آرمانها، اهداف، مقاصد، امیدها، نگرانیها و آرزوها) پیشرانهای اقدامات فعلی ما هستند. بنابراین، آینده، امری است که مردم میتوانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند. مردم برای آنکه عاقلانه عمل کنند، باید نسبت به پیامدهای اقدامات خود و دیگران، آگاهی و شناخت کافی داشته باشند. همچنین واکنشهای دیگران و نیروهایی را که خارج از کنترل آنهاست، بررسی کنند. این پیامدها تنها در آینده خود را نشان میدهد. بدین ترتیب، افراد نه تنها میکوشند امور در حال وقوع را بفهمند، بلکه میکوشند اموری را که شاید اتفاق بیفتد یا به شکل بالقوه امکان وقوع دارد و یا تحت شرایط خاصی در آینده اتفاق خواهد افتاد، نیز بشناسند. افراد با استفاده از این شناخت نسبی، موقعیت کنونی خود را تشخیص داده، کارهایشان را دنبال کرده، از بستر زمان و فضای مادی و اجتماعی میگذرند.
پیشفرضهای آیندهپژوهی
یکی از پیشفرضهای آیندهپژوهی، اذعان به وجود گزینههای متعدد در مورد آینده است:
* آیندهی ممکن[2]: هر چیزی اعم از خوب یا بد، محتمل یا بعید، میتواند در آینده رخ دهد.
* آیندهی محتمل[3]: آنچه به احتمال بسیار زیاد در آینده به وقوع خواهد پیوست (مبتنی بر استمرار روندهای کنونی در آینده).
* آیندهی مرَجَح[4]: آنچه مطلوبترین و مرجحترین رویداد آینده به شمار میرود.
رویکردهای آیندهپژوهی
به حکم عقل سلیم مردم از هماکنون باید بدانند که آینده ممکن است آبستن چه پیشامدهایی باشد؛ کدام پیشامدها احتمال وقوع بیشتری دارند و در میان آنها، کدامیک مطلوبتر است. بر همین اساس، سه رویکرد در قبال مطالعهی آینده وجود دارد:
* آیندهپژوهی تحلیلی، که گاهی آیندهپژوهی اکتشافی نیز نامیده میشود
* آیندهپژوهی تصویرپرداز
* آیندهپژوهی هنجاری، که گاهی آیندهپژوهی مشارکتی نیز نامیده میشود
هنر آیندهپژوهی
آيندهپژوهی از بخشهای پنهان موفقيت است. آماده شدن برای آينده، بدون توجه کافی به آيندهپژوهی، ناشدنی است. بکارگیری آيندهشناسی در کسب و کار موجب می شود که بتوان خدمات و محصولات جديد را پيشبينی و برای آن ها بازاريابی کرد. به عنوان مثال، افزايش شمار اقليتهای قومی در منطقهای خاص، میتواند اين انديشه را در ذهن يک فروشندهی محلی تقويت کند که به عرضهی غذاهای متناسب با ذائقهی آن گروه اقدام کند.
آيندهپژوهی به ما میآموزد که تهديدها و مخاطرات را بهتر بشناسيم و برای رويارويی با آنها پيش از تبديل شدن به بحران، آماده شويم. اولويتها و ارزشهای در حال تغيير جامعه، فناوریهای در حال ظهور، روندهای جمعيتی، تنگناها، فرصتهای اقتصادی، ملاحظات زيستمحيطی، همگی، مولفههای شکلدهی به جهانی هستند که هر روز پيچيدهتر میشود. تغييرات ناشی از فناوری، آن اندازه گسترده و متنوع هستند که بخشی از آنها خارج از حوزههای تخصصی موجود قرار گرفتهاند. از ميان انبوه اين مسائل میتوان به تحقيقات پيرامون سلولهای بنيادی، شبيهسازی انسان، دفاع موشکی، تلفنهای سلولی، غذاهای ژنتيکی و اينترنت اشاره کرد. علت اين سراسيمگی و آشفتگی، نقش مستقيم فناوری در زندگی انسان معاصر است.
"آینده، آیندهپژوهی در طراحی صنعتی، پروژه حال و آینده طراحی صنعتی، پروژهی 6 طراحی صنعتی"
[1] Elenora Barbieri Masini
[2] possible futures
[3] probable futures
[4] preferable future
آینده (Future)
از حدود دههی 60 میلادی، اصطلاحات گوناگونی همچون آیندهپژوهی، آیندهاندیشی، آیندهنگاری و ... مطرح شده است. آینده، برخاسته از تعامل چهار عنصر قلمداد میشود:
1. رویدادها
2. روندها
3. تصورات
4. اقدامات
و در مورد آینده، سه نگرش کلی وجود دارد:
1. تسلیم و انفعال و انتظار برای آمدن آینده
2. تلاش برای سازگار شدن با آنچه که میخواهد رخ دهد
3. اراده برای ساختن آینده به یکی از اَشکال باید، بهتر و ترجیحی
آیندهاندیشی (Future Thinking)
نگرش سوم نسبت به آینده، یعنی اراده برای ساختن آن، اساس آیندهاندیشی است. آیندهاندیشی را میتوان به صورت زیر تعریف کرد:
آیندهاندیشی عبارت است از توانایی ایجاد و حفظ یک چشمانداز جامع و عملی از آینده برای اتخاذ برنامههای کارآمد در حوزههایی چون:
* شناسایی موقعیتهای ناسازگار و شگفتیسازها[1]
* تدوین و توسعهی سیاستها
* شکلدهی به راهبردها
* مطالعه و بررسی بازارها و فرصتها، محصولات و خدمات جدید
آیندهشناسی یا علم آینده (Futurology)
هرگونه آیندهنگری نیازمند آیندهشناسی است و آیندهشناسی، با اتکاء بر پیشفرضهایی در خصوص وجود گونهای ارتباط و توالی میان رویدادها، نیازمند آیندهپژوهی است. آیندهشناس[2] بر آن است تا آیندهی وضعیت یک جزء یا یک نظام کوچک یا بزرگ اجتماعی یا طبیعی را بشناسد. او در آیندهشناسی، آگاهانه یا ناآگاهانه، از نگرش خاصی دربارهی چگونگی پیوند رویدادها برخوردار است.
"آینده، آیندهاندیشی در طراحی صنعتی، پروژه حال و آینده، پروژه حال و آینده طراجی صنعتی، پروژهی 6 طراحی صنعتی"
[1] Wild Cards: رویدادهایی که علیرغم ااحتمال ناچیز وقوع، اثر بسیار شدیدی باقی میگذارند
[2] Futurist
