طراحی صنعتی

 بیومورفیک یا بیومورفیسم

واژه بیومورفیک از ریشه کلمات یونانی "بیو" به معنای زنده و "مورف" به معنای فرم تشکیل شده است. بیومورفیک در مجسمه سازی، از دهه 1930 میلادی در ادامه فعالیت های مجسمه سازانی چون هانس آرپ، هنری مور و کنستانتین برانکوزی در رسیدن به مفاهیمی خاص از طبیعت، چون "زنده بودن" ، "رشد" ، "قوانین طبیعت" و "قدرت تصمیم"، کشش وسیعی به طرف ارگان های طبیعی و مظاهر و مفاهیم طبیعت ایجاد شد.

اصطلاح "مجسمه های بیومورفیک" برای اولین بار در سال 1936 توسط آلفردبار (Alfred H Barr) به کار گرفته شد. هرچند ریشه ای بسیار قدیمی تر داشت: "مانند طبیعت خلق کردن".

در هر حال از دهه 30، هنرمندانی به شیوه بیومورفیک، دست به آفرینش مجسمه هایی زدند که شکل یا مفاهیم آنها به طور مستقیم از طبیعت می آمد. هنرمندانی چون کارل هارتونگ ((Karl Hartung) در آلمان، هنری مارتین (Henri Etiene Martin) در فرانسه، آلشیا پانلبا (Panelba Alicia)در بوینس آیرس.

 

بیومورفیک در طراحی صنعتی

برای ریشه یابی "بیومورفیک" در طراحی، باید به گذشته های بسیار دور رجوع کرد. زمانی که انسان به طبیعت نگاه می کرد، از آن الهام می گرفت و مانند آن می ساخت. زمانی که تنها معلمش برای ساختن وسایلی که نیازهایش را برطرف می کرد و به آرزوهایش پاسخ می داد، طبیعت بود؛ "به مانند طبیعت".

بیومورفیک در غالب جنبش های مشخص را می توان مربوط به دهه 40 میلادی برگزاری مسابقه و نمایشگاه موزه هنر مدرن نیویورک با عنوان "طراحی بیومورفیک برای تجهیز خانه" (1942م) دانست. زمانی که خط های ملهم از طبیعت پیچانِ آرت نوو با منطق کارکردگرایی تلفیق شد و طراحان پس از چند دوره تجربه الهام از عملکرد و فرم های طبیعت ـ خصوصا در زمینه بهینه سازی حرکت وسایل نقلیه، از خودرو و هواپیما گرفته تا کشتی ها و زیردریایی ها ـ به استفاده از فرم ها و شکل های طبیعت در طراحی محصولات و لوازم زندگی انسان ها روی آوردند. در این بین، رشد صنعت و تکنولوژی مواد و روش های ساخت نیز تاثیر به سزایی در شکل گیری فرم های بیومورف داشت. ساخت و تولید انواع پلاستیک هایی که به سرعت به شکل های مختلف ساخته می شدند، برش و شکل دهی کنترل شده کامپیوتری، قالبگیری های به صرفه تر فلزات نسبت به گذشته، همه از جمله مواردی بودند که دنیای طراحی را به سوی ایجاد خط ها و انحناهایی بردند که به صورتی منطقی و متناسب شده، از جانداران برگرفته می شد. خطوط راست و گوشه دار که مصنوعی به نظر می رسیدند، در آن جایی نداشت و بافت های به کار رفته برای سطح محصولات، لزوما شبیه به بافت های طبیعی نبود. اما از نظر بصری، رنگ و رویه این محصولات یا با الهام از طبیعت طراحی می شد و یا مستقیما از طبیعت شبیه سازی می گردید.

بیومورفیک را اینگونه تعریف می کنند: "سبکی در طراحی که در آن، شیء طوری فرم و شکل داده می شود که یک موجود یا مخلوق ارگانیک و زنده را بازنمایی کند."

از طراحان شاخصی که بیومورفیک را چهارچوب دار کرده و قوام بخشیدند، می توان به لوئیجی کولانی (Luigi Colani)، مارک بیلی (Mark Bayley)، فیلیپ استارک (Philippe Starck) و ایسامونوگوچی (Isamono Gochi) اشاره کرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:52  توسط A.Zahedi  |